آرتین منآرتین من، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

آرتین... مرد کوچک خانه ما...

دندون يازدهم - آرتين پسر مهربون وخوش اخلاق من

امروز براي شام مهمون داشتيم.آنا اينا وعمه اينا.صبح من تو آشپزخونه بودم و كار مي كردم .تو هم گاهي ميومدي پيشم مي رفتي تو دست و پام .توپ بازي مي كردي.خلاصه مهمونها اومدن و تو با سحر كلي بازي كردي و تاتي كردي.امروز دوتا كار بانمك انجام دادي: 1-صبح من توي آشپزخونه بودم و تو تو اتاق با كامپيوتر ور مي رفتي.يه لحظه اومدم بهت سر بزنم ، ديدم جورابهاتو از پات درآوردي وافتادي به جون ميز كامپيوتر وداري پاكش مي كني.اونقدر خنديدم كه تو هم خنده ات گرفت و كلي باهم خنديديم. 2- شب بعد شام باسحر نشسته بودي بازي مي كردين.يه لحظه دستت رو گرفتي به موهاي سحر و خواستي بلند شي وايسي.سحر هم دردش اومد و رفت بغل مامانش گريه كرد و تو هم كه ديگه سرپابودي تن...
9 آبان 1392

آرتين 15 ماهه

*به پيام بازرگاني ((برنج هايلي و بالابالا)) علاقه خاصي داري و هر كجا باشي خودت رو مي رسوني به تلوزيون و ناناي ميكني با دستت. *بيدار كه ميشي كنترل تلوزيون رو از دستم ميگيري و دايم شبكه ها رو عوض ميكني .من ميمونم با شبكه هاي انتخابي تو *هوايكم سرد شده و توهم اصلا دوست نداري لباس گرم و كلاه بپوشي. وقتي به زور تنت ميكنم و ميذارمت صندلي جلوي ماشين كه بريم بيرون يه دفعه كلاه و جورابهاتو در مياري و پرت ميكني كف ماشين *هنوز هم وقتي باي باي ميكنن باهات ، گريه مي كني *تا يك ماه پيش هر كس دراز مي كشيد زود خودتو مي رسوندي و از سر و كولش بالا مي رفتي و گازش مي گرفتي.ولي الان ديگه وقتي كسي خوابه كاري باها...
7 آبان 1392

چکاپ 15 ماهگی

امروز دوشنبه بود و من تعطيل بودم.آرتين رو بردم بهداشت براي چكاپ.بعد رفتيم بازار.خاله منير و ماماني هم اومدن.كمي چرخيديم.يه دونه تيتاپ دادم دست آرتين.چشمتون روز بد نبينه تي تاپ رو پودر كرد و همه جا حتي سرش هم بي نصيب نموند .خلاصه آبروم رو برد.طبق معمول همه قربون صدقه اش مي رفتن و ميبوسيدنش. وزن :12/700 كيلوگرم       قد :81سانتي متر                 دور سر 49سانتي متر ...
6 آبان 1392