يه روز خوب با يه عالمه عكس داغ داغ
امروز من خونه بودم.تو هم كه ديشب ساعت 1 خوابيده بودي اميدوار بودم صبح زود بيدار نشي . ولي زهي خيال باطل .... ساعت 8 ونيم بيدار شدي و كمي بازي كردي و بعد از تختت گذاشتم پايين.يكم بازي كردي و بعد اومدي سراغ من .چند تا بوس آبدار از گونه ام كردي و من هم قربان صدقه ات رفتم ...... و خلاصه به هدفت رسيدي.بعد بيدار شديم صبحونه خورديم .بازي كرديم . ميوه خورديم.عكس انداختيم. نزديك ظهر بود كه كنترل تلوزيون گم شد.كلي دنبالش گشتم.... لباسشويي ، سطل آشغال و هر جا به فكرم ميرسيد گشتم ...و آخر سر ديدم گذاشتيش تو تختت روي بالشت كه لالا كنه






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


يه روز خوب با يه عالمه عكس داغ داغ
