شب يلداي 91
این هم از پاییـــز...
چه روزگار شیرینی را با تو داشتم این روزهـــا،
و امشب،
به مبارکی وجودت،نذر خواهم کرد
که فردا شب،
همینکه آخرین برگ خشکیده ی گیلاسمان افتاد
در سوسوی ستاره های اولیــن یلدای چشمانت
طولانی تر از هر شب در آغــوشت کشم
که غنیمتی ست این درازای شب

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شب يلداي 91
