عيد قربان

امروز عيد قربان بود . صبح رفتيم عيد ديدني ماماني .خاله نير هم از تبريز اومده بود و تو درجمع اونها شادمانانه حال مي كردي.بعد رفتيم خونه آنا .نزديك ظهربود و آنا براي ناهار نگهمون داشت . توخوابيدي و ما نهارخورديم و برگشتيم خونه.
پارسال عيد قربان يادته كوچولوي من ؟ 5 آبان 1391 ؟تو دقيقا دو ماه و28 روزت بود.يعني دو روز مونده بود سه ماهه بشي.اون روز همراه بابا و ماماني و خاله منير رفتيم تبريز پيش خاله نير.و اين اولين مسافرت تو بود .تا تبريز خوابيدي .گذاشته بودم توي كريرت.خيلي كوچيك بودي .....يادش بخير ....خودمونيم بزرگ شدي ها...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عيد قربان
