آرتین منآرتین من، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

آرتین... مرد کوچک خانه ما...

پسر مغرور من

الان با ساعت جديد 2نصفه شبه.تقريبا عيد ديدني هامون تموم شده و آرتين خوشگلم با اينكه بيحال بود ما رو همراهي كرده.بعضي جاها شلوغ كرده و بعضي جاها پسر خوبي بوده.فقط به هيچ كس روي خوش نشون نداده پسر مغرور من.نه بغل كسي رفته نه به كسي بوس داده .نه با كسي دست داده.تخم مرغ رنگي دادن نگرفته.پسته و شكلات انداخته داخل چايي باباش.پرتقال پرت كرده سمت عمه من. .... و خلاصه كلي آبروي منو برده.  ...
5 فروردين 1393

خداحافظ سال 92

امشب ساعت 20:27:7 سال تحويل ميشه. امسال ساله اسبه.تقريبا همه كارامو كردم.سفره هفت سينم رو روي ميز بلندي چيدم تا دست آرتين بهش نرسه.براي خوشگلم تخم مرغ رنگ كردم. براش سبزه درست كردم كوچولو.لباسهاي خوشگلم و باباش رو اتو كردم. آخه آرتين هم امسال پيراهن مردونه ميپوشه.براي شام هم مفصل تدارك ديدم....همه چيز براي اومدن سال نو آماده است.قراره شام رو امسال (92) بخوريم چون اگه بمونه براي سال بعد خراب ميشه. و بعد تحويل سال بريم عيد ديدني مامان ها. ...
29 اسفند 1392

چهارشنبه سوري سال 92

شب سرد را به آتش مي كشم به اميد روزهاي گرم و نيك   امسال هم مثل هرسال چهار شنبه سوري رو مهمون ماماني بوديم ومثل هميشه بساط ترقه و فشفشه و .... جور بود و دايي رضا سنگ تموم گذاشته بود.مرد كوچولوي من پارسال خيلي كوچيك بود .حدودا8ماهه بود .فكر مي كردم امسال ديگه از آتيش و ترقه مي ترسه. ولي نه تنها نترسيد خودش داشت مي رفت از آتيش بپره و به پريدن ما مي خنديد. ...
27 اسفند 1392

تولدت مبارك خاله منير

                                                             و تو در هیاهو چه شادمانه خاموش کردی آخرین شمع را و من در سکوت چه عاشقانه گفتم تولدت مبارک ..       ...
14 اسفند 1392

تولد بابا + آرتين 19 ماهه

امروز علاوه بر پايان خونه تكوني تولد بابا هم بود كه ما قبلا كادوش رو خريده بوديم با آرتين.چون ميدونستم در اين ايام خودم هم يه پا كوزت خواهم شد.... امروز كوچولوي نازنينم 19 ماهه شد .از خصوصيات جديد آرتين اينكه چند روزيه كه هر وقت دلش بخواد به باباش ميگه ((بابا)). از وقتي كه هوا گرمتر شده در حياط خونه ماماني بازي ميكنه صبح ها.تازه ماماني براش دمپايي هم خريده. دستش به دستگيره درها ميرسه ولي نميتونه در رو بازكنه فعلا.از پله ها چهار دست و پا بالا و پايين ميره. عاشق بربري و نون خالي هست و جوري با ولع ميخوره كه انگار در حال خودن چلو كبابه.البته صبح ها تو خونه ماماني همرا خاله منير نون پنير هم ميخوره خوشگلم. از گوجه فرنگي خوشش مياد.بعض...
13 اسفند 1392