آرتین منآرتین من، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

آرتین... مرد کوچک خانه ما...

ياد ايام

    خرداد 92 ارديبهشت 92 - شكوفه هاي آلبالو - پسك         فروردين 92- كادوي آنا اينا براي دندون جديد                                                          زمستان 91 ...
28 مهر 1392

سالگرد ازدواجمون

فردا26مهر سالگرد ازدواج من و باباست . امروز هم بمناسبت قبولي دايي رضا از كارشناسي ارشد با ماماني اينا شام رفتيم بيرون .تو هم با جيغ هاي بنفش توي كالسكه كنارميزمون مارو همراهي ميكردي و چند تا حلقه خيار خوردي و زياد صدات در نيومد.بعد برگشتيم خونه .از قبل كيك سفارش داده بودم . كيك و ميوه خورديم و فيلم مسافرت تابستون رو ديديم.وخلاصه شب خوبي بود .الان يك ساعتي ميشه ماماني اينا رفتند و تو خوابيدي خوشگلم. واما پارسال اين موقع........ما معمولا براي بزرگداشت مناسبتهاي مهم مثل تولد- روز زن و... دوتايي ميرفتيم شام رستوران.پارسال تو خيلي كوچيك بودي و زود به زود بيدار ميشدي و گريه مي كردي و شير مي خوردي. نميدونستيم بريم بيرون يا نه . خلا...
25 مهر 1392

عيد قربان

امروز عيد قربان بود . صبح رفتيم عيد ديدني ماماني .خاله نير هم از تبريز اومده بود و تو درجمع اونها شادمانانه حال مي كردي.بعد رفتيم خونه آنا .نزديك ظهربود و آنا براي ناهار نگهمون داشت . توخوابيدي و ما نهارخورديم و برگشتيم خونه. پارسال عيد قربان يادته كوچولوي من ؟ 5 آبان 1391 ؟تو دقيقا دو ماه و28 روزت بود.يعني دو روز مونده بود سه ماهه بشي.اون روز همراه بابا و ماماني و خاله منير رفتيم تبريز پيش خاله نير.و اين اولين مسافرت تو بود .تا تبريز خوابيدي .گذاشته بودم توي كريرت.خيلي كوچيك بودي .....يادش بخير ....خودمونيم بزرگ شدي ها... ...
24 مهر 1392