يادايام-جلفا-ارديبهشت92
ياد ايام - عيد سال 92
ياد ايام
خرداد 92 ارديبهشت 92 - شكوفه هاي آلبالو - پسك فروردين 92- كادوي آنا اينا براي دندون جديد زمستان 91 ...
نویسنده :
مامان آرتین
0:40
... تقديم به همسرم
سالگرد ازدواجمون
فردا26مهر سالگرد ازدواج من و باباست . امروز هم بمناسبت قبولي دايي رضا از كارشناسي ارشد با ماماني اينا شام رفتيم بيرون .تو هم با جيغ هاي بنفش توي كالسكه كنارميزمون مارو همراهي ميكردي و چند تا حلقه خيار خوردي و زياد صدات در نيومد.بعد برگشتيم خونه .از قبل كيك سفارش داده بودم . كيك و ميوه خورديم و فيلم مسافرت تابستون رو ديديم.وخلاصه شب خوبي بود .الان يك ساعتي ميشه ماماني اينا رفتند و تو خوابيدي خوشگلم. واما پارسال اين موقع........ما معمولا براي بزرگداشت مناسبتهاي مهم مثل تولد- روز زن و... دوتايي ميرفتيم شام رستوران.پارسال تو خيلي كوچيك بودي و زود به زود بيدار ميشدي و گريه مي كردي و شير مي خوردي. نميدونستيم بريم بيرون يا نه . خلا...
نویسنده :
مامان آرتین
23:35
عيد قربان
امروز عيد قربان بود . صبح رفتيم عيد ديدني ماماني .خاله نير هم از تبريز اومده بود و تو درجمع اونها شادمانانه حال مي كردي.بعد رفتيم خونه آنا .نزديك ظهربود و آنا براي ناهار نگهمون داشت . توخوابيدي و ما نهارخورديم و برگشتيم خونه. پارسال عيد قربان يادته كوچولوي من ؟ 5 آبان 1391 ؟تو دقيقا دو ماه و28 روزت بود.يعني دو روز مونده بود سه ماهه بشي.اون روز همراه بابا و ماماني و خاله منير رفتيم تبريز پيش خاله نير.و اين اولين مسافرت تو بود .تا تبريز خوابيدي .گذاشته بودم توي كريرت.خيلي كوچيك بودي .....يادش بخير ....خودمونيم بزرگ شدي ها... ...
نویسنده :
مامان آرتین
0:54


